۱۴۰۴ بهمن ۱۰, جمعه

رسانه‌های دیجیتال و بازتعریف قدرت در جهان معاصر


 تحول رسانه‌های دیجیتال را نمی‌توان صرفاً یک پیشرفت تکنولوژیک دانست؛ این تحول، بازآرایی عمیق مناسبات قدرت در جهان معاصر است. در قرن بیستم، رسانه‌ها عمدتاً در خدمت بازتولید قدرت سیاسی و اقتصادی بودند. دولت‌ها، شرکت‌های بزرگ رسانه‌ای و نهادهای رسمی تعیین می‌کردند چه چیزی حقیقت است، چه چیزی اهمیت دارد و چه چیزی باید از حافظه عمومی حذف شود. دسترسی به ابزار رسانه‌ای محدود، پرهزینه و نیازمند مجوز بود.

با ظهور اینترنت و سپس شبکه‌های اجتماعی، این نظم به‌تدریج دچار فرسایش شد. انحصار تولید محتوا شکسته شد و شهروندان عادی توانستند به تولیدکنندگان روایت تبدیل شوند. این تغییر، مفهوم «قدرت ارتباطی» را دگرگون کرد. قدرت دیگر صرفاً در اختیار نهادهای رسمی نبود، بلکه میان میلیون‌ها کاربر توزیع شد. اما این توزیع، به‌معنای برابری واقعی نبود.

الگوریتم‌ها به‌عنوان بازیگران جدید قدرت وارد میدان شدند. برخلاف سردبیران سنتی که قابل شناسایی و پاسخ‌گو بودند، الگوریتم‌ها نامرئی‌اند. آن‌ها بر اساس منطق سود، تعامل و هیجان عمل می‌کنند و نه بر اساس حقیقت یا منافع عمومی. در نتیجه، محتوایی که خشم، ترس یا دوگانه‌سازی تولید می‌کند، شانس بیشتری برای دیده‌شدن دارد. این امر باعث شده که فضای رسانه‌ای دیجیتال مستعد قطبی‌سازی و ساده‌سازی افراطی شود.

کنش‌گری دیجیتال یکی از پیامدهای مهم این فضاست. اعتراض، همبستگی و مطالبه‌گری می‌توانند در زمانی کوتاه گسترش یابند و توجه جهانی جلب کنند. با این حال، این نوع کنش‌گری اغلب فاقد ساختار پایدار است. بسیاری از جنبش‌های آنلاین پس از فروکش‌کردن موج اولیه، بدون دستاورد مشخص ناپدید می‌شوند. این مسئله نشان می‌دهد که رسانه دیجیتال ظرفیت تغییر را دارد، اما بدون پیوند با سازمان‌دهی اجتماعی و کنش میدانی، به تغییر پایدار منجر نمی‌شود.

از سوی دیگر، دولت‌ها نیز بیکار ننشسته‌اند. آن‌ها یاد گرفته‌اند چگونه از همان ابزارهای دیجیتال برای نظارت، مهندسی افکار عمومی و مدیریت اعتراض استفاده کنند. در نتیجه، فضای دیجیتال به میدان نبردی دائمی میان قدرت رسمی و کنش‌گران مستقل تبدیل شده است؛ نبردی که در آن پیروزی مطلق وجود ندارد.

در نهایت، رسانه‌های دیجیتال نه ذاتاً رهایی‌بخش‌اند و نه ذاتاً سرکوبگر. آن‌ها امکان می‌آفرینند، اما نتیجه را تعیین نمی‌کنند. سرنوشت این فضا وابسته به سطح آگاهی کاربران، اخلاق رسانه‌ای و پیوند میان کنش آنلاین و واقعیت اجتماعی است.

راهکارها

توسعه گسترده سواد رسانه‌ای و الگوریتمی در جامعه

پیوند دادن کنش‌گری دیجیتال با نهادهای مدنی، صنفی و اجتماعی

مطالبه شفافیت و پاسخ‌گویی از پلتفرم‌های دیجیتال

حمایت از رسانه‌های مستقل و غیرمتمرکز

تشویق به تولید محتوای تحلیلی و عمیق به‌جای محتوای صرفاً هیجانی

منابع

Manuel Castells, Communication Power

UNESCO, Media and Information Literacy Reports

Wikipedia: Digital media and society

The Guardian – Digital activism & power

Harvard Kennedy School – Media, technology and democracy

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

حافظه جمعی، تاریخ و سیاست فراموشی در عصر دیجیتال

 متن مقاله حافظه جمعی یکی از بنیادین‌ترین عناصر شکل‌دهنده هویت اجتماعی و سیاسی هر جامعه است. جوامع نه فقط با آنچه به یاد می‌آورند، بلکه با آ...