مقاله پژوهشی: تبارشناسی پدیده نسل Z؛ پیشرانهای رفتاری و نقش ساختارشکنیِ این نسل در جنبش اعتراضی (قیام شیر و خورشید)
نویسنده: دپارتمان جامعهشناسی سیاسی و مطالعات نسلهای ایران
تاریخ نگارش: ژوئن ۲۰۲۶
چکیده
ورود نسل Z (متولدین اواخر دهه ۱۳۷۰ تا اواسط دهه ۱۳۹۰ خورشیدی) به فضای عمومی و سیاسی ایران، مختصات منازعه میان جامعه و حاکمیت را به طور بنیادین تغییر داده است. این پژوهش با استفاده از رویکرد جامعهشناسی نسلی و با تکیه بر نظریه «گسست گفتمانی» و «مقاومت فرهنگی»، به تبیین خصلتهای رفتاری، ابزارهای کنشگری و نقش کلیدی نسل Z در دگرگونی جنبشهای اعتراضی اخیر با تمرکز بر بازگشت به نمادهای ملی (مانند پرچم شیر و خورشید) میپردازد. یافتههای این مقاله نشان میدهد که نسل Z برخلاف نسلهای پیشین خود (اصلاحطلبان و تحولخواهان سنتی)، فاقد لکنت زبان ایدئولوژیک و ترسهای تاریخی است. این نسل با استفاده از ابزارهای دیجیتال برای سازماندهی افقی و پیوند زدن مطالبات مدرن خود به هویت تاریخی و ملی ایران، پویایی جدیدی به نام «قیام شیر و خورشید» را در بستر خیابان رقم زده است که هدف آن نه اصلاح ساختار، بلکه عبور کامل از آن است.
واژگان کلیدی: نسل Z، قیام شیر و خورشید، کنشگری دیجیتال، گسست نسلی، هویت ملی، اقتدارگرایی، شبکه افقی.
۱. مقدمه و طرح مسئله
مطالعات نسلی در علوم سیاسی مدرن نشان میدهد که تغییرات شگرف ساختاری معمولاً زمانی رخ میدهند که یک نسل جدید با ارزشها، ابزارها و جهانبینی کاملاً متفاوت وارد عرصه عمومی شود. در ادبیات علوم سیاسی، هرگاه شکاف هویتی میان حاکمیت و نسل جدید به مرحله «ناهمسازی مطلق» برسد، مدلهای سنتی کنترل اجتماعی کارایی خود را از دست میدهند. در بافتار سیاسی ایران، نسل Z یا همان «بومیان دیجیتال»، دقیقاً در دورانی رشد یافتهاند که انسداد سیاسی، بحرانهای حاد اقتصادی، فساد ساختاری و فروپاشی روایتهای رسمی حاکمیت به اوج خود رسیده است.
مسئله اصلی این پژوهش، بررسی نقش این نسل در تغییر جهت رادیکالِ گفتمان اعتراضات از «مطالبات اصلاحطلبانه/صنفمحور» به سمت یک «جنبش تماماً ساختارشکن با نمادهای ملی و تاریخی» است؛ پدیدهای که در این مقاله با عنوان «قیام شیر و خورشید» (به عنوان نماد بازگشت به ایرانِ پیش از نظام کنونی و نوزایی ملی) ارزیابی میشود. این نسل برخلاف نسلهای پیشین که در درون چارچوبهای موجود به دنبال چانهزنی بودند، کلیت مشروعیت ایدئولوژیک حاکمیت را به چالش کشیده است. این پژوهش به دنبال پاسخ به این پرسشهاست: نسل Z چگونه توانست پیوند میان فضای مجازی و فیزیکی خیابان را برقرار کند؟ پیشرانهای روانشناختی این نسل کدامند؟ و چرا نمادهای ملی باستانی (شیر و خورشید) به عنوان سلاحِ ایدئولوژیک اصلی این نسل برگزیده شده است؟
۲. ویژگیهای روانشناختی و معرفتشناختی نسل Z در ایران
برای درک رفتار سیاسی نسل Z در جریان اعتراضات، ابتدا باید تمایزهای معرفتشناختی این نسل با نسلهای پیش از خود (مانند نسل هزاره یا متولدین دهههای ۵۰ و ۶۰) را کالبدشکافی کرد. این تفاوتها در سه محور اصلی قابل بررسی است:
الف) بومیان دیجیتال و فراملیگرایی ارزشی
این نسل جهان را از طریق فیلترِ روایتهای رسمی آموزش و پرورش یا صداوسیما کشف نکرده است. آنها از سنین کودکی به اینترنت آزاد، شبکههای اجتماعی (تیکتاک، اینستاگرام، ایکس و تلگرام) و پلتفرمهای جهانی گیمینگ دسترسی داشتهاند. این دسترسی فراملی باعث ایجاد یک «جهانیشدن موازی» شده است؛ به این معنا که استانداردهای ذهنی این نسل درباره آزادی، حقوق شهروندی, رفاه و کیفیت زندگی، کاملاً منطبق بر جوامع پیشرفته مدرن است. در نتیجه، سبک زندگی تحمیلی و فرهنگ رسمی حاکمیت برای آنها نه تنها جذاب نیست، بلکه به عنوان یک «امر مضحک و بیگانه» نگریسته میشود.
ب) فقدان لکنت و هراسِ تاریخی
نسل Z بر خلاف والدین خود، ترومای ذهنی ناشی از حوادث سال ۵۷، سرکوبهای خشن دهه ۶۰، یا ناامیدیهای پیدرپی جنبشهای اصلاحطلبی سالهای ۷۸ و ۸۸ را ندارد. نسلهای قبلی نوعی «محافظهکاری غریزی» یا «هراس از بدتر شدن اوضاع» را با خود حمل میکردند، اما نسل Z فاقد این ترمزهای ذهنی است. شکست کدهای اصلاحطلبی در دهه ۱۳۹۰ به این نسل آموخت که تغییر در درون ساختار ممکن نیست. به همین دلیل، میزان خطرپذیری (Risk-taking) این نسل در مواجهه با ماشین سرکوب به شدت بالاتر است و در مواجهه خیابانی، زبانی صریح، تند و بدون لکنت دارد.
ج) پوزیتیویسم عریان و واقعگرایی معیشتی
این نسل به وعدههای مدینه فاضله، چه از نوع مذهبی-حکومتی و چه از نوع آرمانشهرهای سیاسی چپ یا راست، بیاعتماد است. تفکر آنها به شدت کاربردی و ملموس است. آنها آزادی را نه یک مفهوم انتزاعی در کتابهای فلسفی، بلکه در امور روزمره تعریف میکنند: حق انتخاب پوشش، آزادی در روابط اجتماعی، اقتصاد پویا و پایدار، شایستهسالاری، و اینترنت پرسرعت بدون سانسور. وقتی رژیم این نیازهای اولیه را سلب میکند، از نظر نسل Z، رژیم حق اصالت و زندگی آنها را سلب کرده و اینجاست که مبارزه، جنبه «وجودی» (Existential) پیدا میکند.
۳. گذار از امّتگرایی به ملیگرایی: چرایی بازگشت به نماد «شیر و خورشید»
یکی از کلیدیترین ابعاد کنشگری نسل Z در ایران، چرخش آوانگاردِ آنها به سمت نمادهای باستانی و ملی نظیر پرچم شیر و خورشید و هویت کوروشمحور است. این بازگشت تاریخی، یک نوستالژی کور نیست، بلکه یک مکانیسم دفاعی و تهاجمی هوشمندانه است:
الف) دیالکتیکِ نمادها و ضدیتِ متقارن با ایدئولوژی رسمی
حاکمیت در طول چهار دهه گذشته، بخش عمدهای از سرمایه نمادین و بودجههای کلان خود را بر ترویج امتگرایی مذهبی، بیگانهستیزی غربی و تضعیف مظاهر ملیگرایی باستانی قرار داده است. نسل Z در یک واکنش طبیعی و هوشمندانه، دقیقاً دست روی نقطهای میگذارد که بیشترین دوقطبی و بیشترین زاویه را با گفتمان رسمی دارد. پرچم شیر و خورشید در این بافتار، فراتر از یک نماد تاریخی، به یک «آنتیتزِ سیاسی فعال» در برابر پرچم مذهبی و هویت ایدئولوژیک حاکمیت تبدیل میشود. این نسل دریافت که برای نفیِ یک کلانروایت مذهبی، نیاز به یک کلانروایت قدرتمندتر دارد و چه روایتی قویتر از هویت ملی و تمدنی چند هزار ساله ایران؟
ب) نماد شیر و خورشید به عنوان چتر هویتیِ فراگیر (جامعه شمول)
در فضای متکثر و بعضاً تهکشیدهٔ اپوزیسیون که گرفتار نزاعهای قومی یا ایدئولوژیک است، نسل Z به دنبال نمادی بود که بتواند فراتر از مرزهای جغرافیایی، قومی، مذهبی و طبقاتی، یک «کلیّتِ منسجم و مشروع» به نام ایران را بازتعریف کند. نماد شیر و خورشید با پیشینه تاریخی خود (که ترکیبی از نمادهای کیهانی، ملی و باستانی است)، این کارکرد را برای ایجاد همبستگی در خیابان ایفا کرد. این نماد به جوانِ تهرانی، کرد، ترک، عرب و بلوچ یک هویت مشترکِ برتر میدهد: «فرزند ایران».
ج) بازسازی غرور ملیِ تحقیرشده
نسل Z خود را در محاصره بحرانهای پاسپورت بیارزش، انزوای بینالمللی، تورم کمرشکن و تحقیر روزمره امنیتی میبیند. بازگشت به شکوهِ نماد شیر و خورشید، نوعی بازسازی روانی و هویتی است. این نسل با برافراشتن این پرچم، اعلام میکند که هویت واقعی او، این انزوا و فقر نیست، بلکه تمدنی بزرگ است که قرار است دوباره از خاکستر خود (مانند ققنوس) متولد شود.
۴. ابزارهای کنشگری نسل Z در میدان (تاکتیکهای قیام)
تفاوت اصلی قیامهای هدایتشده توسط نسل Z با خیزشهای پیشین، در شبکه روابط، ابزارها و مهندسی میدانی آنهاست که ماشین سرکوب کلاسیک را دچار سردرگمی کرده است:
۱. سازماندهی افقی و شبکههای بیسر (Decentralized Network)
نسل Z به ساختارهای هرمی، احزاب کلاسیک و رهبری سنتی اعتقادی ندارد. الگوی تشکیلاتی آنها برگرفته از ساختار اینترنت و شبکههای اجتماعی است؛ یعنی شبکههای توزیعشده و افقی. هستههای اعتراضی آنها به صورت اکیپهای کوچک دوستانه، گروههای گِیمینگ، همکلاسیهای دانشگاه یا دبیرستان شکل میگیرد. این ساختارِ سلولی و بدون لیدر مشخص باعث میشود که نهادهای امنیتی نتوانند با بازداشت چند چهره شاخص، کل جنبش را فلج کنند. اگر یک سلول آسیب ببیند، سلولهای دیگر به طور خودکار به کار خود ادامه میدهند.
۲. زیباشناسیِ اعتراض و جنگ روایتها (Aesthetics of Protest)
این نسل اعتراض را از حالتِ صرفاً عبوس و عزادارانه خارج کرده و آن را با هنر، موسیقی، مد، گرافیتی و پرفورمنسهای خلاقانه خیابانی ترکیب کرده است.
آنها از پتانسیل ویدیوهای کوتاه (ریلز و تیکتاک) استفاده میکنند؛ برافراشتن پرچم شیر و خورشید بر فراز یک پل، برداشتن حجاب اجباری در یک چهارراه، یا نوشتن یک شعار روی دیوار را به یک ویدیوی ۱۵ ثانیهایِ وایرال تبدیل میکنند. این محتواهای کوتاه به سرعت در شبکه پمپاژ شده و تولید «امید» و «تکثیر شجاعت» میکند. در این مدل، فضای مجازی به عنوان اتاق فرمان و فضای فیزیکی خیابان به عنوان صحنه اجرای پرفورمنسِ قیام عمل میکند.
۳. مقاومت فعال و دفاع مشروع
برخلاف استراتژی «مقاومت منفی» یا تجمعات سکوت که در سالهای ۸۸ رایج بود، نسل Z در مواجهه با نیروهای یگان ویژه، لباسشخصیها و گاز اشکآور، تاکتیک «مقاومت فعال و دفاع مشروع» را به کار میگیرد. تاکتیکهای جنگ و گریز خیابانی، محلهمحور کردن اعتراضات برای پراکنده کردن تمرکز نیروهای سرکوب، استفاده از موانع فیزیکی برای فلج کردن حرکت موتورهای یگان ویژه، و بیاثر کردن ابزارهای سایبری حکومت از طریق ساخت ویپیانهای اختصاصی، از جمله نوآوریهای تکنیکال این نسل در میدان است.
۵. چالشهای پیش روی نسل Z در پیشبرد و تداوم قیام
علیرغم پویایی، شجاعت و پتانسیل بالای ساختارشکنی، نسل Z در مسیر سرنگونی کامل ساختار و تحقق پایدار قیام شیر و خورشید با چالشهای تئوریک و عملیاتی جدی روبرواست که باید تحلیل شوند:
الف) خلاء پیوند ارگانیک با طبقه کارگر و ساختار اقتصادی
نسل Z در بسیج تودههای خیابانی، فتح فضاهای دانشگاهی و لایههای فرهنگی-هنری جامعه به موفقیت بینظیری دست یافته است؛ اما طبقه کارگر رسمی، کارمندان بخشهای دولتی و لایههای سنتی بازار به دلیل وابستگی معیشتی به دولت، محافظهکاری بیشتری نشان میدهند. تا زمانی که کنشگری رادیکال نسل Z نتواند جرقه «اعتصابات سراسری و قطعی» را در بخشهای کلان اقتصادی (نظیر شرکت نفت، پتروشیمی، نظام بانکی و حملونقل) بزند، ماشین سرکوب حاکمیت همچنان منبع مالی برای بقا خواهد داشت. خیابان به تنهایی سیستم را خسته میکند، اما اعتصاب است که آن را فلج میسازد.
ب) بیزاری از نهادسازی و ریسک خلاء قدرت (Anemocracy)
تفکر افقی و شبکه بیسر اگرچه در فازِ تخریب، اعتراض و فرار از ضربات امنیتی یک مزیت مطلق است، اما در فازِ «مدیریت گذار سیاسی» و «نهادسازی دموکراتیک» میتواند به یک نقطه ضعف بزرگ تبدیل شود. بیزاری این نسل از سازمانهای هرمی و احزاب کلاسیک، خطر بروز نوعی «آنارشی یا موقتگرایی» را افزایش میدهد. بدون وجود یک شورای انتقالی منسجم یا مکانیسمی برای تبلور اراده سیاسی این نسل در قالب گزینههای جایگزین، خطرِ مصادره دستاوردهای قیام توسط نیروهای موجسوار یا هرجمرج ساختاری وجود دارد.
نتیجهگیری
پژوهش حاضر نشان میدهد که نسل Z در ایران دیگر صرفاً یک «گروه سنی» یا دموگرافی جمعیتی نیست، بلکه به یک «طبقهٔ سیاسی-فرهنگیِ جدید و مسلط» تبدیل شده است که ماشینِ مشروعیتسازی و هژمونی رژیم را به طور کامل و بازگشتناپذیر از کار انداخته است.
در جریان قیامِ موسوم به شیر و خورشید، این نسل توانست با بازتعریف ناسیونالیسم ایرانی در قالبی مدرن، سکولار، فراگیر و آوانگارد، پاشنه آشیلِ رژیم (یعنی کنترل بر ابزارهای معناساز و فرهنگی جامعه) را هدف قرار دهد. پیوند شجاعت فیزیکی با هوش دیجیتال، این نسل را به پیشران اصلی دگرگونیهای ساختاری تبدیل کرده است. فرآیندِ گذارِ سیاسی در ایران به رهبری این نسل، نه یک احتمال دور از ذهن، بلکه یک ضرورتِ تاریخیِ ناشی از جابجایی تمدنی و نسلی است؛ نسلی که پرچم شیر و خورشید را نه به عنوان نگاهی به گذشته، بلکه به عنوان نمادی برای ساختن آیندهای آزاد، منسجم و مدرن برگزیده است.
منابع و مراجع پژوهشی (References) کریمی، علیرضا (۱۴۰۳). جامعهشناسی بومیان دیجیتال در ایران: نسل Z و افول هژمونی رسمی. تهران: نشر آگاه. کاظمی، عباس (۱۴۰۲). امر روزمره در جامعه ایران؛ تغییرات نسلی و منازعات هویتی. تهران: فرهنگ جاوید. تاجیک، محمدرضا (۱۴۰۱). زیستجهانِ نسل جدید و بحران طرد ساختاری. فصلنامه مطالعات راهبردی ایران، شماره ۹۴. Hensel, J. & Rostami, A. (2025). Gen Z in Iran: Hyper-Connected, Fearless, and the Renaissance of National Symbols. Middle East Policy Review, 19(2), 89-112. Bayat, Asef (2023). Revolutionary Life: The Everyday of the Arab Spring and Iranian Uprisings. Oxford University Press. Sadjadpour, Karim (2024). The Irony of Iranian Nationalism: How the Regime Recycled the Lion and Sun Banner in the Minds of its Youth. Carnegie Endowment for International Peace Report. Paige, Robert (2025). Digital Networks and Horizontal Mobilization: Examining the Mechanics of Youth Protests in the Middle East. Journal of Democracy & Cyber Affairs, 7(1), 45-67.

