مقدمه
انقلاب ۱۳۵۷ یکی از مهمترین تحولات سیاسی تاریخ معاصر ایران بود. سقوط نظام سلطنتی و تأسیس جمهوری اسلامی نه تنها ساختار سیاسی کشور را تغییر داد، بلکه نظام حقوقی، اقتصادی، فرهنگی، امنیتی و سیاست خارجی ایران را نیز دگرگون کرد.
در بررسی چهار دهه گذشته، دو شخصیت بیش از هر فرد دیگری در شکلگیری و تداوم این نظام نقش داشتهاند: آیتالله روحالله خمینی، بنیانگذار جمهوری اسلامی و رهبر آن از سال ۱۳۵۷ تا ۱۳۶۸، و آیتالله علی خامنهای که از سال ۱۳۶۸ رهبری جمهوری اسلامی را بر عهده دارد.
هدف این مقاله استفاده از واژه «نابودی» به عنوان یک شعار سیاسی نیست، بلکه بررسی این پرسش است که سیاستها و تصمیمهای این دو رهبر چه تأثیری بر سرمایه انسانی، اقتصاد، آزادیهای سیاسی، روابط خارجی، محیط زیست و ساختار اجتماعی ایران گذاشته است.
قانون اساسی جمهوری اسلامی از ابتدا اصل «ولایت فقیه» را در مرکز ساختار قدرت قرار داد. پژوهش ایرانیکا درباره قانون اساسی توضیح میدهد که این ساختار، رهبری فقیه را در رأس نظام سیاسی قرار داد و در قانون اساسی ۱۳۵۸ نقش گستردهای برای رهبر و نهادهای وابسته به این ساختار ایجاد شد.
بنابراین، برای فهم تحولات ایران پس از انقلاب، تنها بررسی دولتها و رؤسای جمهور کافی نیست. باید ساختار قدرتی را بررسی کرد که در آن رهبر جمهوری اسلامی اختیارات گستردهای در حوزههای سیاسی، نظامی، قضایی، رسانهای و سیاستهای کلان کشور دارد.
۱. خمینی و تأسیس نظام سیاسی جدید
روحالله خمینی در فوریه ۱۹۷۹ به ایران بازگشت و در مدت کوتاهی به مهمترین مرکز قدرت سیاسی کشور تبدیل شد.
در ابتدا، گروههای مختلف سیاسی در انقلاب حضور داشتند. نیروهای مذهبی، ملیگرا، چپگرا، لیبرال و گروههای مختلف مخالف شاه در سقوط نظام سلطنتی نقش داشتند.
اما ساختار سیاسی جدید به تدریج از یک ائتلاف گسترده انقلابی به نظامی تبدیل شد که قدرت اصلی آن در نهادهای مذهبی و انقلابی متمرکز بود.
یکی از مهمترین تحولات، وارد شدن نظریه «ولایت فقیه» به قانون اساسی بود.
پژوهش Encyclopaedia Iranica نشان میدهد که پیشنویس اولیه قانون اساسی با متنی که در نهایت تصویب شد تفاوت مهمی داشت و اصل ولایت فقیه در جریان تدوین قانون اساسی به شکل اساسی وارد ساختار سیاسی شد.
این تغییر اهمیت زیادی داشت، زیرا از آن پس حکومت ایران تنها بر پایه نهادهای انتخابی اداره نمیشد. در کنار ریاستجمهوری و مجلس، نهادهای غیرانتخابی و منصوبشده نیز نقش تعیینکنندهای در نظام سیاسی پیدا کردند.
۲. حذف تدریجی مخالفان سیاسی
یکی از ویژگیهای مهم سالهای نخست جمهوری اسلامی، حذف نیروهایی بود که در انقلاب حضور داشتند اما با ساختار جدید اختلاف پیدا کردند.
در سالهای نخست، بسیاری از نیروهای سیاسی، از جمله گروههای چپ، سازمان مجاهدین خلق، ملیگرایان، لیبرالها و برخی نیروهای مذهبی منتقد حکومت با محدودیت، بازداشت، زندان یا اعدام روبهرو شدند.
در همان ماههای نخست پس از انقلاب، اعدام مقامها و مسئولان مرتبط با حکومت پهلوی آغاز شد. Encyclopaedia Iranica نیز از اعدام تعدادی از مقامهای حکومت سابق در ماههای نخست پس از انقلاب گزارش میکند.
این روند به تدریج به ایجاد ساختاری کمک کرد که در آن مخالفت سیاسی با حکومت با هزینههای بسیار سنگین روبهرو شد.
در نتیجه، فضای رقابت سیاسی که در ماههای نخست انقلاب وجود داشت، به تدریج محدودتر شد.
۳. انقلاب فرهنگی و تغییر ساختار دانشگاهها
یکی دیگر از تحولات مهم دوران خمینی، انقلاب فرهنگی سال ۱۳۵۹ بود.
دانشگاهها برای مدتی تعطیل شدند و نظام آموزشی و دانشگاهی کشور تحت تغییرات گسترده قرار گرفت.
هدف رسمی این روند، اسلامی کردن دانشگاهها و هماهنگ کردن آموزش عالی با ایدئولوژی جمهوری اسلامی بود.
این سیاست تنها یک تغییر آموزشی نبود. دانشگاه در هر جامعهای یکی از مهمترین مراکز تولید دانش، تفکر انتقادی و تربیت نیروی متخصص است.
تغییرات سیاسی در دانشگاهها و حذف یا کنار گذاشتن بخشی از استادان و دانشجویان مخالف، تأثیری بلندمدت بر رابطه میان دانشگاه و حکومت گذاشت.
۴. جنگ ایران و عراق و شکلگیری دولت امنیتی
جنگ ایران و عراق از سال ۱۳۵۹ تا ۱۳۶۷ یکی از بزرگترین بحرانهای تاریخ معاصر ایران بود.
ایران در این جنگ خسارات انسانی و اقتصادی بسیار سنگینی متحمل شد.
جنگ در ابتدا یک تجاوز خارجی بود و دفاع ایران از سرزمین خود واقعیتی تاریخی است. اما پس از بازپسگیری بخش بزرگی از سرزمینهای اشغالشده، تصمیم درباره ادامه جنگ و عملیات نظامی در خاک عراق به یکی از موضوعات مهم تاریخ سیاسی جمهوری اسلامی تبدیل شد.
جنگ همچنین به گسترش نهادهای امنیتی و نظامی کمک کرد.
سپاه پاسداران که در آغاز انقلاب تشکیل شده بود، در دوران جنگ به یک نیروی نظامی بسیار قدرتمند تبدیل شد و پس از جنگ نیز نقش آن در سیاست و اقتصاد افزایش یافت.
۵. اعدامهای سیاسی دهه ۱۳۶۰
یکی از تاریکترین فصلهای تاریخ جمهوری اسلامی، اعدامهای سیاسی دهه ۱۳۶۰ و بهویژه اعدامهای سال ۱۳۶۷ است.
در سال ۱۹۸۸، پس از پذیرش قطعنامه ۵۹۸ و پایان عملی جنگ ایران و عراق، موج گستردهای از اعدام زندانیان سیاسی در زندانهای ایران آغاز شد.
عفو بینالملل در گزارشی تاریخی اعلام کرده است که در فاصله حدود ژوئیه ۱۹۸۸ تا ژانویه ۱۹۸۹، بیش از ۲ هزار نام از اعدامشدگان را ثبت کرده بود و در همان زمان نیز درباره تعداد بسیار بیشتر قربانیان گزارشهایی وجود داشت.
سازمان ملل نیز در گزارش سال ۱۹۸۹ خود فهرستی از افراد ادعاشده اعدامشده در ایران در فاصله ژوئیه تا دسامبر ۱۹۸۸ را منتشر کرد.
نقش مستقیم خمینی در این ماجرا موضوعی است که در اسناد و پژوهشهای تاریخی بسیار مورد بحث قرار گرفته است. اسناد منتشرشده درباره فرمانهای او و تشکیل کمیتههایی برای بررسی وضعیت زندانیان از مهمترین مدارک مورد استناد پژوهشگران هستند.
در این زمینه باید میان آمارهای مختلف تفاوت گذاشت. رقم قربانیان در منابع مختلف متفاوت است و نباید یک رقم قطعی بدون ذکر منبع ارائه کرد.
اهمیت این واقعه تنها در تعداد قربانیان نیست. مسئله مهمتر، ایجاد سابقهای برای برخورد امنیتی با مخالفان سیاسی و استفاده از مجازات اعدام در برخورد با مخالفت سیاسی بود.
بخش دوم: خامنهای و تثبیت ساختار قدرت ۶. انتقال رهبری از خمینی به خامنهای
پس از مرگ خمینی در ژوئن ۱۹۸۹، علی خامنهای به عنوان رهبر جمهوری اسلامی انتخاب شد.
قانون اساسی نیز در همان سال اصلاح شد و جایگاه رهبری تغییراتی پیدا کرد.
ایرانیکا توضیح میدهد که بازنگری قانون اساسی در سال ۱۹۸۹ ساختار رهبری را تغییر داد و اختیارات و ساختارهای مهم حکومتی را بازتنظیم کرد.
خامنهای در ابتدا از نظر مذهبی و سیاسی جایگاه متفاوتی با خمینی داشت، اما در طول سه دهه بعد توانست شبکه گستردهای از نهادهای سیاسی، نظامی، امنیتی و اقتصادی را تحت نفوذ رهبری حفظ و تقویت کند.
به این ترتیب، دوران خامنهای را میتوان مرحلهای از تثبیت و توسعه ساختار ایجادشده در دوران خمینی دانست.
۷. گسترش نقش سپاه پاسداران
سپاه پاسداران در دوران خامنهای تنها یک نیروی نظامی باقی نماند.
نقش سپاه در حوزههای امنیتی، سیاست خارجی، پروژههای اقتصادی و فعالیتهای منطقهای افزایش پیدا کرد.
این روند بهخصوص پس از جنگ ایران و عراق اهمیت بیشتری یافت.
حضور نهادهای نظامی در اقتصاد میتواند پیامدهایی مانند کاهش رقابت، افزایش سهم نهادهای دولتی یا شبهدولتی و دشوار شدن نظارت عمومی ایجاد کند.
در ایران، بحث درباره نقش اقتصادی سپاه و بنیادها و نهادهای وابسته به حکومت، یکی از موضوعات دائمی مطالعات اقتصادی و سیاسی کشور بوده است.
۸. اقتصاد ایران و مسئله تحریمها
یکی از مهمترین عوامل بحران اقتصادی ایران، تحریمهای بینالمللی است.
تحریمها را نمیتوان به تنهایی نتیجه تصمیمهای رهبران ایران دانست. سیاست خارجی ایران، برنامه هستهای، روابط منطقهای و واکنش آمریکا و دیگر کشورها همگی در شکلگیری این وضعیت نقش داشتهاند.
اما سیاست خارجی جمهوری اسلامی و تصمیمهای رهبران آن نیز در ایجاد این شرایط نقش داشته است.
بانک جهانی گزارش میدهد که تحریمها و کاهش صادرات نفت، فشار زیادی بر درآمدهای دولت وارد کرده و در یک دوره، تورم ایران برای چند سال متوالی از ۴۰ درصد عبور کرده است. این سازمان همچنین کاهش قدرت خرید خانوارها و مشکلات اشتغال را از پیامدهای مهم این وضعیت دانسته است.
در سالهای اخیر نیز اقتصاد ایران با مشکلات ساختاری، کمبود انرژی و آب، کاهش سرمایهگذاری و فشارهای ناشی از تحریمها روبهرو بوده است. بانک جهانی تأکید کرده که اقتصاد ایران علاوه بر تحریمها با مشکلات ساختاری و بحران آب و انرژی مواجه است.
بنابراین، تحلیل علمی اقتصاد ایران نیازمند پرهیز از یک علت واحد است.
تحریمها یک عامل هستند.
مدیریت اقتصادی، فساد، ساختار بودجه، وابستگی به نفت، سیاستهای ارزی، نقش نهادهای نظامی و شبهدولتی و تصمیمهای سیاست خارجی نیز عوامل دیگری هستند.
۹. فرسایش ارزش پول و قدرت خرید مردم
یکی از محسوسترین پیامدهای بحران اقتصادی، کاهش قدرت خرید خانوارها بوده است.
تورم بالا باعث شده درآمد اسمی بسیاری از خانوارها با افزایش هزینههای زندگی هماهنگ نباشد.
این مسئله فقط به قیمت مواد غذایی محدود نمیشود.
مسکن، درمان، آموزش، حملونقل و کالاهای وارداتی نیز تحت تأثیر کاهش ارزش پول ملی قرار گرفتهاند.
در چنین شرایطی، طبقه متوسط که معمولاً یکی از پایههای اصلی ثبات اجتماعی و اقتصادی هر کشور است، تحت فشار قرار میگیرد.
۱۰. مهاجرت نخبگان و سرمایه انسانی
یکی از خسارتهای مهم ایران طی دهههای گذشته، خروج بخشی از نیروی انسانی متخصص است.
پزشکان، مهندسان، استادان دانشگاه، پژوهشگران، دانشجویان و صاحبان کسبوکار در مقاطع مختلف کشور را ترک کردهاند.
البته مهاجرت دلایل متعددی دارد.
اقتصاد، فرصتهای شغلی، کیفیت زندگی، محدودیتهای اجتماعی، آینده سیاسی و دسترسی به فرصتهای علمی و حرفهای همگی میتوانند در تصمیم افراد برای مهاجرت مؤثر باشند.
اما هنگامی که یک کشور برای مدت طولانی با بیثباتی اقتصادی و محدودیت سیاسی مواجه باشد، احتمال خروج سرمایه انسانی افزایش پیدا میکند.
از دست دادن نیروی متخصص برای کشوری مانند ایران که جمعیت تحصیلکرده و دانشگاههای گسترده دارد، یک هزینه بلندمدت محسوب میشود.
۱۱. محدودیت آزادیهای سیاسی و مدنی
یکی از محورهای اصلی انتقادهای بینالمللی نسبت به جمهوری اسلامی، وضعیت آزادیهای مدنی و سیاسی است.
آزادی بیان، آزادی تجمع، آزادی رسانه، حقوق زنان و حقوق اقلیتهای مذهبی و قومی از موضوعات اصلی گزارشهای سازمان ملل و نهادهای حقوق بشری بودهاند.
مأموریت حقیقتیاب مستقل سازمان ملل درباره اعتراضات ۱۴۰۱ اعلام کرده است که برخی نقضهای حقوق بشر در جریان اعتراضات «زن، زندگی، آزادی» میتواند در چارچوب حقوق بینالملل به عنوان جنایت علیه بشریت ارزیابی شود. این مأموریت همچنین تبعیض ساختاری علیه زنان و دختران را یکی از عوامل زمینهساز این نقضها دانسته است.
این گزارشها درباره عملکرد دولت و نهادهای جمهوری اسلامی است و باید میان یافتههای نهادهای بینالمللی و ادعاهای سیاسی گروههای مخالف حکومت تفاوت گذاشت.
۱۲. اعتراضات ۱۳۷۸، ۱۳۸۸، ۱۳۹۶، ۱۳۹۸ و ۱۴۰۱
در دوران خامنهای چندین موج بزرگ اعتراضی در ایران شکل گرفت.
اعتراضات دانشجویی ۱۳۷۸، اعتراضات پس از انتخابات ۱۳۸۸، اعتراضات اقتصادی ۱۳۹۶ و ۱۳۹۸ و اعتراضات گسترده ۱۴۰۱ هرکدام زمینه متفاوتی داشتند.
اما یک ویژگی مشترک در بسیاری از این اعتراضات، برخورد امنیتی حکومت با معترضان بود.
در مورد اعتراضات ۱۴۰۱، سازمان ملل درباره استفاده بیش از حد و مرگبار از زور، بازداشتهای خودسرانه، شکنجه و دیگر نقضهای حقوق بشر گزارش داده است.
این موضوع نشان میدهد که مسئله برخورد امنیتی با اعتراضات، محدود به یک دوره تاریخی خاص نیست و در دهههای مختلف تکرار شده است.
۱۳. مسئله اعدام در دوران خامنهای
اعدام در جمهوری اسلامی همچنان یکی از ابزارهای مهم مجازات کیفری باقی مانده است.
در سالهای اخیر نیز شمار بالایی از اعدامها گزارش شده است.
Human Rights Watch در گزارش جهانی سال ۲۰۲۶ درباره ایران نوشت که در سال ۲۰۲۵ بیش از ۲ هزار اعدام توسط منابع مورد استناد این سازمان ثبت شده و تعداد اعدامهای شناختهشده در آن سال در بالاترین سطح چند دهه اخیر قرار داشته است. این سازمان همچنین از استفاده از مجازات اعدام در پروندههای مرتبط با مواد مخدر و برخی پروندههای امنیتی و سیاسی انتقاد کرده است.
این آمارها باید با توجه به محدودیت دسترسی به اطلاعات در ایران تفسیر شوند.
با این حال، استمرار گسترده مجازات اعدام نشان میدهد که مسئله مجازاتهای سنگین و سیاست کیفری جمهوری اسلامی همچنان یک موضوع جدی حقوق بشری است.
۱۴. زنان و ساختار حقوقی جمهوری اسلامی
یکی از تفاوتهای مهم جمهوری اسلامی با بسیاری از نظامهای سیاسی معاصر، وجود مجموعهای از قوانین و مقررات مبتنی بر تفسیر خاص حکومت از شریعت است.
قانون اساسی و قوانین عادی جمهوری اسلامی در حوزههایی مانند خانواده، ارث، ازدواج، پوشش و حقوق اجتماعی زنان تأثیرگذار بودهاند.
مأموریت حقیقتیاب سازمان ملل در بررسی اعتراضات ۱۴۰۱، قوانین و سیاستهای تبعیضآمیز علیه زنان و دختران را یکی از عناصر ساختاری مهم در نقض حقوق آنان دانسته است.
اعتراض «زن، زندگی، آزادی» نشان داد که مسئله حقوق زنان دیگر تنها یک موضوع حقوقی نیست، بلکه به یکی از مهمترین مسائل سیاسی و اجتماعی ایران تبدیل شده است.
۱۵. سیاست خارجی و هزینههای منطقهای
یکی دیگر از محورهای مهم دوران خامنهای، گسترش نفوذ منطقهای جمهوری اسلامی است.
ایران در عراق، سوریه، لبنان، یمن و دیگر نقاط منطقه روابط گستردهای با گروهها و نیروهای مسلح و سیاسی ایجاد کرده است.
حکومت ایران این سیاست را بخشی از دفاع منطقهای و مقابله با تهدیدهای امنیتی میداند.
منتقدان حکومت معتقدند هزینههای این سیاست از منابع داخلی ایران تأمین شده و به اقتصاد کشور فشار وارد کرده است.
در یک تحلیل پژوهشی، هر دو جنبه باید در نظر گرفته شوند. ایران در محیطی منطقهای با جنگ، رقابت قدرتها و تهدیدهای امنیتی قرار داشته است، اما انتخاب نوع و میزان مداخله منطقهای نیز تصمیمی سیاسی بوده است.
۱۶. برنامه هستهای و تحریمها
برنامه هستهای ایران نیز یکی از مهمترین عوامل شکلدهنده روابط خارجی کشور بوده است.
جمهوری اسلامی برنامه هستهای خود را دارای اهداف صلحآمیز و حق ایران برای استفاده از انرژی هستهای میداند.
در مقابل، برخی دولتها درباره اهداف نظامی احتمالی برنامه هستهای ایران نگرانی داشتهاند.
نتیجه این اختلاف، سالها تحریم، محدودیت مالی و فشار اقتصادی بوده است.
بنابراین نمیتوان وضعیت اقتصادی ایران را بدون بررسی رابطه میان سیاست خارجی، تحریمها و سیاستهای داخلی تحلیل کرد.
۱۷. بحران آب و محیط زیست
بحران محیط زیست یکی از خطرناکترین مشکلات بلندمدت ایران است.
خشک شدن دریاچهها، کاهش منابع آب زیرزمینی، فرونشست زمین، خشک شدن رودخانهها، آلودگی هوا و مدیریت نادرست منابع آب از مشکلات جدی کشور هستند.
تحریمها نیز در برخی زمینهها دسترسی ایران به فناوری و سرمایهگذاری خارجی را محدود کردهاند.
یک مطالعه منتشرشده در سامانه کمیساریای عالی حقوق بشر سازمان ملل درباره تحریمها و محیط زیست ایران توضیح میدهد که تحریمها از طریق محدود کردن دسترسی به فناوری، خدمات و دانش فنی و افزایش وابستگی اقتصاد به منابع طبیعی، پیامدهای زیستمحیطی داشتهاند. همان مطالعه تأکید میکند که تحریمها علت اصلی مشکلات محیط زیستی ایران نیستند.
این نکته اهمیت زیادی دارد.
بحران آب ایران نتیجه یک عامل واحد نیست.
مدیریت منابع آب، کشاورزی، سدسازی، برداشت بیش از حد از سفرههای زیرزمینی، تغییرات اقلیمی و محدودیتهای اقتصادی همگی در آن نقش دارند.
۱۸. ساختار قدرت و مسئله پاسخگویی
یکی از مسائل اساسی در ارزیابی دوران خمینی و خامنهای، مسئله پاسخگویی سیاسی است.
در یک نظام دموکراتیک، تصمیمگیرندگان در برابر پارلمان، رسانههای مستقل، دستگاه قضایی مستقل و انتخابات رقابتی پاسخگو هستند.
در جمهوری اسلامی، در کنار نهادهای انتخابی، نهادهای انتصابی و رهبری قرار دارند که قدرت گستردهای در ساختار سیاسی دارند.
همین مسئله باعث شده است که منتقدان، ساختار جمهوری اسلامی را نظامی با محدودیت جدی در رقابت سیاسی بدانند.
از منظر تاریخی، این ساختار از همان زمان تدوین قانون اساسی جمهوری اسلامی شکل گرفت و در بازنگری سال ۱۳۶۸ نیز ادامه پیدا کرد.
۱۹. تفاوت نقش خمینی و خامنهای
نقش این دو رهبر را نباید کاملاً یکسان دانست.
خمینی
خمینی بنیانگذار نظام جمهوری اسلامی بود.
نقش اصلی او در این زمینه شامل موارد زیر بود:
ایجاد نظام جمهوری اسلامی تثبیت نظریه ولایت فقیه حمایت از ساختار جدید سیاسی و قضایی شکلگیری نهادهای انقلابی برخورد شدید با مخالفان سیاسی هدایت کشور در بخش بزرگی از جنگ ایران و عراق صدور فرمانها و تصمیمهای مهم سیاسی و قضایی در دهه نخست جمهوری اسلامی خامنهای
خامنهای بیشتر نقش تثبیت و توسعه ساختار ایجادشده را بر عهده داشت.
در دوران او:
نقش سپاه در سیاست افزایش یافت نفوذ نهادهای امنیتی گسترش پیدا کرد سیاست منطقهای ایران توسعه یافت برنامه هستهای به یک موضوع اصلی سیاست خارجی تبدیل شد اعتراضات متعدد با برخورد امنیتی مواجه شدند ساختار ولایت فقیه برای بیش از سه دهه ادامه پیدا کرد بحرانهای اقتصادی، تحریمها و کاهش ارزش پول ملی تشدید شدند مشکلات آب، انرژی و محیط زیست به بحرانهای ملی تبدیل شدند ۲۰. آیا میتوان همه مشکلات ایران را به خمینی و خامنهای نسبت داد؟
پاسخ پژوهشی باید منفی باشد.
تاریخ ایران پیچیدهتر از آن است که تمام مشکلات کشور را به دو نفر نسبت دهیم.
ایران پیش از انقلاب نیز با مشکلات اقتصادی، سیاسی و اجتماعی روبهرو بود.
جنگ ایران و عراق یک عامل بزرگ خسارت بود.
تحریمهای خارجی، تغییرات قیمت نفت، تغییرات اقلیمی، خشکسالی، بحرانهای منطقهای و تحولات جهانی نیز بر ایران تأثیر گذاشتهاند.
اما این عوامل به معنای نادیده گرفتن مسئولیت رهبران جمهوری اسلامی نیست.
موضوع اصلی این است که رهبر جمهوری اسلامی در ساختار سیاسی ایران قدرت بسیار گستردهای دارد و بنابراین تصمیمهای کلان نظام را نمیتوان بدون بررسی نقش رهبری تحلیل کرد.
۲۱. مفهوم «نابودی کشور» در یک تحلیل علمی
اگر واژه «نابودی» را به معنای از بین رفتن کامل کشور در نظر بگیریم، چنین توصیفی دقیق نیست.
ایران همچنان دارای جمعیت زیاد، منابع عظیم انرژی، دانشگاهها، نیروی انسانی متخصص، موقعیت جغرافیایی مهم، تمدن چند هزار ساله و ظرفیت اقتصادی قابل توجه است.
بانک جهانی نیز تأکید میکند که ایران دارای دومین ذخایر بزرگ گاز طبیعی و چهارمین ذخایر اثباتشده نفت جهان است و نیروی انسانی تحصیلکرده و بازار داخلی بزرگی دارد.
بنابراین مسئله را بهتر است «فرسایش ظرفیتهای کشور» بنامیم.
این ظرفیتها شامل موارد زیر هستند:
سرمایه انسانی
سرمایه اقتصادی
اعتماد عمومی
سرمایه اجتماعی
اعتبار بینالمللی
ظرفیت علمی
منابع طبیعی
ارزش پول ملی
و توانایی دولت برای پاسخگویی به نیازهای جامعه
۲۲. میراث تاریخی خمینی و خامنهای
بررسی تاریخی چهار دهه گذشته نشان میدهد که جمهوری اسلامی تنها مجموعهای از دولتهای مختلف نیست.
از سال ۱۳۵۷ تاکنون دولتها تغییر کردهاند، اما ساختار اصلی قدرت در جمهوری اسلامی استمرار داشته است.
خمینی این ساختار را ایجاد کرد.
خامنهای آن را برای بیش از سه دهه حفظ و توسعه داد.
به همین دلیل، هنگام بررسی مشکلات امروز ایران، باید میان عملکرد دولتهای مختلف و ساختار قدرت بالاتر از دولت تفاوت گذاشت.
رئیسجمهور در جمهوری اسلامی قدرت محدودی نسبت به رهبر دارد و سیاستهای کلان امنیتی، نظامی و خارجی در بسیاری از موارد تحت تأثیر نهادهای زیرمجموعه رهبری قرار دارند.
نتیجهگیری
بررسی تاریخی جمهوری اسلامی نشان میدهد که نقش خمینی و خامنهای در تحولات ایران بسیار گسترده بوده است.
خمینی بنیانهای نظام سیاسی جدید را ایجاد کرد و ولایت فقیه را در ساختار قانون اساسی تثبیت کرد. در دوران او، ساختارهای انقلابی و امنیتی شکل گرفتند، مخالفان سیاسی به شدت سرکوب شدند و اعدامهای سیاسی دهه ۱۳۶۰ از مهمترین وقایع تاریخ جمهوری اسلامی به شمار آمدند.
خامنهای پس از سال ۱۳۶۸ همان ساختار را ادامه داد و در طول رهبری طولانی خود نقش نهادهای امنیتی و نظامی، سیاست منطقهای و ساختارهای وابسته به رهبری را گسترش داد.
در دوران او، ایران با مجموعهای از بحرانهای اقتصادی، تحریمها، تورم، کاهش قدرت خرید، اعتراضات گسترده، محدودیتهای سیاسی، مهاجرت نیروی متخصص و بحران آب و انرژی روبهرو شده است. بانک جهانی بخشی از این مشکلات را به تحریمها، ضعف سرمایهگذاری، مشکلات ساختاری و کمبود آب و انرژی مرتبط میداند.
در حوزه حقوق بشر نیز گزارشهای سازمان ملل و نهادهای بینالمللی درباره اعدامها، بازداشتهای خودسرانه، شکنجه، محدودیت آزادی بیان و سرکوب اعتراضات نگرانیهای جدی مطرح کردهاند.
بنابراین، عبارت «نابودی ایران» اگر به معنای از بین رفتن کامل کشور استفاده شود، از نظر علمی دقیق نیست.
اما اگر منظور از آن فرسایش تدریجی سرمایههای انسانی، اقتصادی، اجتماعی، محیطزیستی و سیاسی کشور باشد، شواهد تاریخی و اقتصادی قابل توجهی برای بررسی این ادعا وجود دارد.
مسئله اصلی برای آینده ایران این است که چگونه میتوان این سرمایههای فرسوده را دوباره بازسازی کرد و میان استقلال ملی، توسعه اقتصادی، آزادیهای مدنی، حاکمیت قانون و روابط عادی با جهان تعادل ایجاد کرد.
ایران از بین نرفته است.
اما بخش مهمی از ظرفیتهای آن در چهار دهه گذشته تحت فشار قرار گرفته و آینده کشور تا حد زیادی به توانایی جامعه و نهادهای آینده برای بازسازی این ظرفیتها وابسته خواهد بود.
منابع منتخب
Encyclopaedia Iranica, «Constitution of the Islamic Republic». بررسی روند تدوین قانون اساسی و شکلگیری ولایت فقیه.
Encyclopaedia Iranica, «Khomeini i. Life». بررسی زندگی سیاسی خمینی و روند تشکیل جمهوری اسلامی.
Encyclopaedia Iranica, «Iranian History, Islamic Period». بررسی وقایع سیاسی سالهای نخست جمهوری اسلامی.
United Nations, Report on the human rights situation in Iran, E/CN.4/1989/26.
Amnesty International, Iran: Violations of Human Rights 1987–1990.
United Nations Independent International Fact-Finding Mission on Iran. گزارشهای مربوط به اعتراضات «زن، زندگی، آزادی».
World Bank, Iran Overview. اطلاعات مربوط به اقتصاد، تورم، تحریمها، انرژی و آب.
Human Rights Watch, World Report 2026: Iran. بررسی وضعیت حقوق بشر و اعدامها در سال ۲۰۲۵.
OHCHR, Special Procedures communications on Iran. اسناد مربوط به بازداشتها، اعدامها و اعتراضات.

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر